چگونه نقشهها را معرفي كنيم :
چگونه نقشهها را معرفي كنيم :
نقشه چيست؟
نقشه تصويري از تمامي يا قسمتي از كره زمين روي يك سطح مستوي است كه به نسبت معيني كوچك شده ، و عوارض و پديدههاي مختلف به طور انتخابي ، و با علائمي خاص روي آن نشان دادهشده است. بيشتر نقشهها در دو چيز با هم مشتركند:
اولاً تمام نقشهها منظرة هوايي مناطق را نشان ميدهند.
ثانياً نقشهها به نسبت معيني كوچك شدهاند و داراي مقياس خاصي هستند.
نقشهها در نوع و شكل و اندازه با يكديگر تفوت دارند، هر دسته از مردم براي مقاصد مختلف از نقشهها استفاده ميكنند. نقشهها براي كمك به ما در هرچه بهتر فهميدن همة جنبههاي محيط خود ترسيم شدهاند ، تا زندگي را در سطح زمين مطمئنتر و لذتبخشتر كنند.
فورانهاي آتشفشاني ، زلزله ، سيلها و طوفانها هر كدام هشدارهايي هستند كه نشان ميدهند زندگي انسان در روي زمين چندان تضميني ندارد.براي اين منظور مردم نيازدارند كه كل محيط و اطراف خود را درك كرده و آن را بفهمند . لذا نقشههاي مختلفي تهيه شده كه مهمترين آنها به شرح زير است :
1- نقشههاي محيط طبيعي ( كوهها ، تپهها ، رودها ، درياچهها و…)
2- نقشههاي محيط فرهنگي ( جادهها ، ساختمانها ،فرودگاهها ،كانالها ، مناظر اجتماعي و سياسي)
3- نقشههاي عمومي ( نقشههاي محيط طبيعي + نقشههاي محيط فرهنگي )
براي نشان دادن جهان به صورت يك نقشه ابتدا بايد آن را مسطح كرد. در اين صورت امكان ديدن تمامي جهان وجود دارد.كرة جغرافيايي مدلي است از جهان كه با مقياس بسيار كوچكتر تهيه شده است. شما با نگاه كردن به كرة جغرافيايي ، تنها نيمي از آن را ميبينيد. براي جغرافيدانان داشتن يك ديد جهاني بسيار مهم ميباشد ، اما كروي بودن زمين اجازة چنين چيزي را به آنها نميدهد. براي اين كار يك روش اين است كه كرة زمين را به قطعات زيادي بريده و با پهن كردن آن و پر كردن جاهاي خالي نقشة مناطق را بدست آوريم.اما عيب اين كار اين است كه مثلاً گرينلند در قطب شمال بزرگتر از آمريكاي جنوبي ديده ميشود در صورتي كه چنين نيست.
شاگـردان در كـلاس درس ابتـدا منطقة
گرينلنـد را روي كـرة جغرافيـايي نشان
مي دهيموسپس همينمنطقهرا روي نقشه
شناسائي ميكنيموشاگردان بهغيرحقيقي
بودن نقشة بعضيازمناطق درقطب شمال
پي ميبرند.
شيوهاي كه سـطـح خميـده زمين را در
يك نـقـشـه به صـورت مسـطـح نشـان
ميدهد ، سيستمتصوير نقشهميگويند.
سيستمهاي تصـويري مختلـف و زيادي
وجود دارد كه توسطنقشهكشهامورد
استفاده قرارميگيرد.همة آنها به طريقي
سطح خميـدة زمين را به گونهاي تغيير
ميدهند وبهشكلمسطحتبديلميكنند.
در هيچيك ازسيستمهاي تصوير ممكن
نيست كه شكل زمينكاملاً حفظ شودو
موقعي كه از نقشههاي يك اطلس استفاده ميكنيم همواره به ياد داشته باشيم كه چون منطقة بزرگي نشان داده شده است ، پس ميزان تغيير نيز بيشتر است و اين به خاطر اين است كه يك قسمت از سطح زمين به اندازة بخش بزرگي از آن انحنا و خميدگي ندارد. براي مثال مقدار كوچكي از سطح زمين كه ما در اطراف خود ميبينيم ، به شكل مسطح به نظر ميرسد اما تمامي زمين از يك ماهواره در فضا كاملاً بصورت يك كره ديده ميشود.
اصولي كه در ترسيم نقشه بايد رعايت شود:
1-ترسيم يك چهارچوب يا كادر براي ارائه يك شماي كلي و مرتب از نقشه .
2-انتخاب يك عنوان براي نقشه به گونهاي كه موضوع نقشه را روشن كند.
3-انتخاب مقياس نقشه به طوري كه بتوان اندازههاي صحيح فواصل را از آن به دست آورد.
4- تهيه راهنماي نقشه براي توضيح معاني رنگها و علامتهايي كه در نقشه به كار گرفته شده است.
5-جهت نماي شمال كه معمولاً در بالاي نقشهها قرار ميگيرد.
6- نوشتههاي روي نقشه بصورت افقي و مرتب و تميز باشد.
7-نقشه بايد براي هدف مورد نظر مناسب باشد.مثلاً نقشهي هواشناسي يا زمين شناسي و …
رنگها در نقشه:
رنگها در واقع يك نوع علامت هستند و هدف از رنگآميزي نقشه ارائه اطلاعات است نه ايجاد جاذبه براي نقشه . بعضي از رنگهاي رايج روي نقشه عبارتند از :سبز براي ( پوشش گياهي از قبيل جنگلها و علفزارها و …)آبي براي ( منابع آبي از قبيل دريا و درياچه و رودخانههاو…) قهوهاي براي (خشكيهاي زمين از قبيل كوهها و بيابانها و … ) سياه و قرمز براي ساختمانها و ….
نویسنده:
آقای صادق بهمرام دبیزجغرافیای میانه